
بگو چرا چنین پر التهاب گریه میکنی؟ چه دیدهای، چقدر بیحساب گریه میکنی؟ شبیه مادران بچه مُرده آه میکشی شدیدتر زِ گریهی رباب گریه میکنی سه شعبه شیرخواره را به خواب برد و سالهاست عبا به سَر قبل همیشه قبل خواب گریه میکنی از آن زمان که دست ساقی حرم بریده شد همین که دست میزنی به آب گریه میکنی به یاد پیکری که روی خاکها سه روز ماند نظر که میکنی به آفتاب گریه میکنی زِ مجلس یزید هر زمان سوال میکنند چرا به جای دادن جواب گریه میکنی؟