
بخواب آروم عزیز جون مادر ای شیرین زبون مادر لالایی می خونه مادر با صدای خسته دعا می كنه تا بباره بارون خواهرت رقیه گریون زل زده به هر دوتامون با دل شكسته آخه چی كار كنم برات كه این همه حالت بده لب كوچیك و نازكت یه عالمه خشكی زده چی به سر تو اومده روی دستم بخواب ایشالّا كه توی خواب می بینی رویای آب لالایی لالایی علی