گریه نکن حسین
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن55
بازدید11.8K
گریه نکن حسین ؛ منو نده عذاب ... گریه نکن حسین ؛ که جون میده رباب ... گریه نکن حسین ؛ بی طاقتم نکن ... اسیر اشکای خجالتم نکن ... نذار که توی خیمه خجلت زده بشینم ... من اصغرم رو دادم که اشکاتو نبینم ... اگه بدی اجازه شمشیر برمی دارم ... شرمنده ام حسین جان دیگه پسر ندارم ... این قبر کوچیکش امونمو برید ... شکر خدا کسی تدفینشو ندید ... خوابیده زیر خاک ؛ همین برام بسه ... دستای نیزه ها بهش نمی رسه ... اینا دیگه به اصغر کار ندارن ، مگه نه ؟ محاله جسمو از خاک دربیارن ، مگه نه ؟ مثل بقیه اصغر سرش جدا نمیشه ... آخه سرش جدا شه هم باز رو نیزه جا نمیشه ... پر زدی دیگه از دست رباب علی ... به روی نیزه ها آروم بخواب علی ... ای بی گناه من ، چی سرت اومده ؟ به سر کوچیکت آخه کی سنگ زده ... عزیزکم ، یه بارم مادر به من نگفتی ... مراقب خودت باش از روی نی نیفتی ... کبوترم میون پنجه های یه گرگه ... این نیزه که برای گلوت خیلی بزرگه ... لالا لالا علی جان ...