نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لالا لالا یکم دیگه دووم بیار یکم دیگه دندون روی جیگر بزار مشک رو یکی برده که بر میگرده زود وقتی میرفت همش به فکر خیمه بود نده با اشک زندگیم رو به باد آب میرسه اگه خدا بخواد عمو رسید کنار علقمه صدای تکبیرش میاد لالایی عموش رفته آب بیاره لالایی الهی بارون بباره لالالا منو نکن خونه خراب چیزی نمونده عمو جون بیاره آب بابات رفته به یاری آب آورش داره میاد ، چرا خمیده کمرش؟ علی داره میزنه دست و پا بچم داره میمیره ای خدا ببین هنوز به سمت علقمهست نگاه مضطر بابا لالالا مادر تو بشه فدات خون میبارن فرشته ها با گریههات سوخته دلم رو نفسای داغ تو آهی بکش شاید که بارون بگیره خدا تو رو نمیبره زِ یاد خونده بابا برات وَ اِن یکاد الهی که سپیدی گلوت به چشم حرمله نیاد ای هق هق تو زمزمه آبها جز اشک چشم خویش ندارد رباب آب این سوی دشت یک سره در پیچ و تاب طفل آن سوی دشت یگ سره در پیچ و تاب آب رفتهاست ماه علقمه با مشک تشنهای تا آورد سوی حرم با شتاب آب شقّالقمر شد و کمر کوه را شکست صدا زد اَلا لَاِن کسر ظَهری کمرم شکست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد