نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کسی قدر من واسه لبات بیتاب نیست شبیه هاجر هرجا که میرم آب نیست پاتو رو خاک بکوب اسماعیل شاید از خاک بجوشه زمزم اما نه برمیگرده عباس بهت قول میدم (شلوغ شده بیرون خیمه مادر گمون کنم که اومده آب آور)2 تموم شد غصه سکینه باگریه اومد پیش من میخونم از چشمات عموتو کشتن شروع شد غصه (لالایی لالایی علیِّ اصغر) عزیزمادر (بابا تنها شد پاشو علی کاری کن)2 به جای عباس پاشو علمداری کن ای کاش صدتا پسر داشتم تا توی راهش فدا میکردم از اول آرزوم این بوده دعا میکردم (آبرومو بخر میون میدون)2 لشگریها رو به عقب برگردون خدا به همرات زره به قد تو ندارم مادرم قنداقه رو میبندمش محکمتر خدا به همرات (لالایی لالایی علی اصغر)عزیز مادر حسین حرف میزد تیری صداشو قطع کرد سه شعبه خورد به اصغر رگاشو قطع کرد بند قلب منم شد پاره خونش پاشید به روی بابا لبهاش خشک از عطش بود وشد فدای مولا قنداقش رو کاش نمیکردم محکم دست و پا میزنه به سختی بچم گلم پر پر شد بین سر و تنش جدایی افتاد شیش ماهه تو آغوش باباش جون داد گلم پر پر شد (لالایی لالایی علی اصغر)عزیز مادر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد