ای وای اصغرم با دستای خونی باید برگردم حرم چطور نگاه کنم توی چشم همسرم واویلا رباب نیا هیچ جوابی واسه گریههات ندارم رباب نیا بزار اول تیرو از گلوش درآرم جان مادرت رباب کفن شه چرا پایین سرت حسین آقام علی اصغر فدای محسین زهرا حسین آقام خودتون که طوریتون نشد ایشالله عمه قربونش همین روزا در اومد دوتا دندونش معلومه حالا از لب باز دندونش حسین دادش چرا معطل میکنی کشتی ربابو حسین داداش خاکا رو بریز تموم کن این عذابو بمیره مادرت آویزونه سرت تیرو بیرون میاریمش میپاشه حنجرت داره چه زود تنت میشه اسیر خاک یه سالگیتو می بینی اما به زیر خاک حنجر تو خیلی فرق با حنجر مرد داره قربونی رو لب تشنه سر ببری درد داره شرمندهام ازت من با همه وجود خوردم اگه یه جرعه آب اصرار عمه بود بالای نیزه ها رو میگیری همش شیرت نداده مدارت دلخور شدی ازش به نیزه دارت گفتم من از دلم تاب رفته تکون نده نیزش رو تازه گلم خواب رفته بخواب گل پرپرم اصغرم لالالا همش زیر طفل بی شیرم نیفتی رو خاکا سرتو بشکسته لالا لختهی خون بسته سپردم به عموت عباس پرت نشی آخه نیزه دارت مسته تلظی لبهات چشمهات نشه فراموشم ببین شیر افتاده تو سینم شیر بنوش بخواب تو آغوشم لرزان سر بر نیزه سر تو بود اصغر از بس که افتادی رو زمین فرم صورتت ریخته بهم مادر