من و این حال زار، حالت احتزار رفتی با رفتنت، جون دادم سه بار ببین زمینگیریمو، ازت یه خواهش دارم نبند چشاتو بابا، دیگه تمومه کارم ماه شبهای من، چرا تو جلوی چشمای من میزنی دست و پا، ای وای من ارباً اِربای من، مؤذن کرببلای من میزنی دست و پا، ای وای من ولدی ولدی.. میکنم با فزع، خاکا رو زیر و رو برای دلخوشیم، پاشو اذان بگو عصای بابا پاشو، توون نداره پاهام شکسته فرقت ای وای، شدی شبیه بابام با این جون دادنت، پهلو به پهلو غلتیدنت بابات دقمرگ میشه با دیدنت از بس پخشه تنت، سخته برام برگردوندنت بابات دقمرگ میشه با دیدنت شبه پیغمبرم، آبرومو بخر پس اون نامحرما، خواهرمو ببر (کنار تو بر باد رفت، زحمت این پنجاه سال کشوندی همراه من، خواهرمو تو گودال)۲ ای ماه خیمهها، جواب منو نمیدی چرا؟ اُف بر دنیای بد، دست و بابا میخندن دشمنا، وقتی تن توئه بین عبا