گله دارم از زمونه

گله دارم از زمونه

[ عباس طهماسب پور ]
(گله دارم از زمونه، دنیا اینجور نمی‌مونه) ۲
(مطمئنم نمی‌ذاری، نوکرت تنها بمونه) ۲

از غم‌ خوندم، قید همه رو زدمو
تنها موندم، می‌دونی بدون تو ‌
من درموندم حسین! 

درمون دردامی، دلخوشیه زندگیمی و
 امید فردامی به همه گفتمو می‌گم
 که تو آقامی حسین! 

یا أبا عبدالله الْحسین...

(السَّلام ای بدن بی‌سر گرما دیده) ۲
(السَّلام ای سر مجروح کلیسا دیده) ۲

(با چه وضعی، ته گودل کشاندند تو را) ۲
(ما شنیدیم، ولی زینب کبری دیده) ۲ 

(ای به قربان نگاهش، که از این دشت بلا
هر بلایی به سرش آمده، زیبا دیده) ۲

(زینت دوش نبی بودی و بی‌وجدانها
سر بریدن و گرفتن تو را با دیده) ۲

(ای که شد مهریه‌ی مادر تو آب فرات)۲ 
تَرک روی لب تو را، لب دریا دیده

خنجر انداخت مسیحی و‌ مسلمان برگشت
به گمانم ته گودال مسیحا دیده 

ای عزیزی که تَنت پیش همه عریان شد...
(بر سر پیراهنت، فاطمه دعوا دیده) ۲

(دختری که همه‌ی دلخوشی‌اش بابا بود) ۲
(عوض دیدن بابا، سر بابا دیده) ۲

نظرات