نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ای وای اصغرم با دستای خونی باید برگردم حرم چطور نگاه کنم توی چشم همسرم واویلا رباب نیا هیچ جوابی واسه گریههات ندارم رباب نیا بزار اول تیرو از گلوش درآرم جان مادرت رباب کفن شه چرا پایین سرت حسین آقام علی اصغر فدای محسین زهرا حسین آقام خودتون که طوریتون نشد ایشالله عمه قربونش همین روزا در اومد دوتا دندونش معلومه حالا از لب باز دندونش حسین دادش چرا معطل میکنی کشتی ربابو حسین داداش خاکا رو بریز تموم کن این عذابو بمیره مادرت آویزونه سرت تیرو بیرون میاریمش میپاشه حنجرت داره چه زود تنت میشه اسیر خاک یه سالگیتو می بینی اما به زیر خاک حنجر تو خیلی فرق با حنجر مرد داره قربونی رو لب تشنه سر ببری درد داره شرمندهام ازت من با همه وجود خوردم اگه یه جرعه آب اصرار عمه بود بالای نیزه ها رو میگیری همش شیرت نداده مدارت دلخور شدی ازش به نیزه دارت گفتم من از دلم تاب رفته تکون نده نیزش رو تازه گلم خواب رفته بخواب گل پرپرم اصغرم لالالا همش زیر طفل بی شیرم نیفتی رو خاکا سرتو بشکسته لالا لختهی خون بسته سپردم به عموت عباس پرت نشی آخه نیزه دارت مسته تلظی لبهات چشمهات نشه فراموشم ببین شیر افتاده تو سینم شیر بنوش بخواب تو آغوشم لرزان سر بر نیزه سر تو بود اصغر از بس که افتادی رو زمین فرم صورتت ریخته بهم مادر
هنوز نظری ثبت نشده