
من آمدم امشب فقط محض رضای تو بلکه شوَم من مستفیض از یک دعای تو از سفرهی عقد شما دیشب شفاء دیدم امشب به دستم مانده رنگی از حنای تو با سَر به در میکوبم امشب، باز کن در را با سَر به در کوبید پشتِ در، گدای تو امشب ببین نیمی دلم در روضهات هست نیمی دگر پسکوچههای کربلای تو حاجات را پشتِ درِ روضه رها کردم من دردهایم رفته از یادم برای تو ای که گرسنه سَر بُریدنَت آقا در روضهها من خوردهام هر شب غذای تو ***** (تو رو ازَم حرمَله گرفت دلخوشی به مادر نیومده حلالَم کن مادر از پسِ تشنگیِ تو بَر نیومده سه شعبه دندونه داره و دندونات هنوز در نیومده) ... (لبتشنهای خشکیدهشیرم باید از شرمِت بمیرم جشن یه سالگیتو باید امسال سرِ خاکِت بگیرم حرمَله داره چه خُرسند میاد گریههام بَرات مگه بند میاد گُلِ من با گریه از دنیا رفت به لبای بچّه لبخند میاد حالا حتّی بخندی گریه داره تَنِ کوچیک تو بین مزاره الهی که من اون روزو نبینم سرِ تو رُو دستِ نیزهداره بیدارِت کرد، از خوابِ نازِت تیر با تیر آخر، گرفتنِت از شیر بند دل ما پاره میشه مادرِت بیچاره میشه این سینهی پاخوردهی من آخر بَرات گهواره میشه رنگ تو یِهو پرید وای رُباب گریبان واسهت درید وای رُباب رُو لب بچّه باید شیر باشه از لب تو خون چکید وای رُباب نمازخوندن سرِ قبر تو شرمه هنوز خونِ روی قُنداقه گرمه چجوری خاک روی جسمِت بریزم خدایا استخون بچّه نرمه حسرت بُردیم، از دارِ دنیامون غسلِت دادیم، با اشک چشمامون)
محمد شرفی💔