اولین روز است كه بی گهواره می گردی علی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید1.1K
اولین روز است كه بی گهواره می گردی علی یك شبه مادر برای خود شدی مردی علی آخرین باری كه بستم بند این قنداق را بر دلم افتاد دیگر بر نمی گردی علی لالایی اصغرم، علی، علی، علی 2 باز كن از ساقه ی این تیر انگشتان خود نیست هم بازی تو بیچاره ام كردی علی می زنی لبخند پیدا می شود سرهای تیر عاقبت دندان شیری هم درآوردی علی لالایی اصغرم، علی، علی، علی 2 بر مشامم می رسد هر لحظه بوی كربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی كربلا كربلا یا كربلا یا كربلا یا كربلا