
این شعلهها یعنی زمستون مهمون باغمه همیشه یعنی تنور خونهی ما از بعد این، روشن نمیشه ببین چه بیقرار کردن ساعت به ساعت، علی رو آتیش آوردن تا که دنیا ببینه غربت علی رو آروم بگیر، آروم جونم دریای بغض و بردباری قربون اشکای تو زهرا آروم باش ای رود جاری فدا سرت اگه واسه من دردای بیحساب مونده فدا سرت اگه سلامم همیشه بیجواب مونده ببخش اگه توو اینهمه سال چیزی نبردی جز جراحت که زندگی کنار حیدر جز خستگی نداشت واست انقدر که کوچیکه دنیا انقدر این دنیا حقیره این شعله که میبینی یکروز تا خیمهی حسین میره