نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای که در حُسن کسی همسر و همتای تو نیست جلوهی ماه فلک چون رخ زیبای تو نیست سرو افراخته چون قامت رعنای تو نیست کیست آن کو به جهان واله و شیدای تو نیست؟ گرچه پنهان ز نظر آینه کوی تو بود چشم ارباب بصیرت همه سوی تو بود آتش عشق تو در سینه نهفتن تا کی؟ همه شب از غم هجر تو نخفتن تا کی؟ طعنه ز اغیار تو ای دوست شنفتن تا کی؟ روی نادیده و اوصاف تو گفتن تا کی؟ چهره بنمای که رخسار تو دیدن دارد سخن از لعل تو ای دوست شنیدن دارد اگر ای مه ز ره مهر بیایی چه شود؟ نظری جانب عشاق نمایی چه شود؟ همچو بلبل به چمن نغمه سرایی چه شود؟ بی گل روی تو گلزار ندارد رونق از صفای تو صفا یافته گیتی الحق (یابن الحسن یابن الحسن) 2
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد