
السلامُ علی ساکن کربلا سنگ عشق تو را میزنم تا روز محشر روی سینم رو سفیدم کن از این سیاهی، یا شفیعَ المُذنبینم سیدُ العطشان، سیدُ العریان، یا حسین جان... یا حبیبی حسین، یا حسین جان... شام من شد سحر، عمه آمد پدر میهِمانی که دارم مثالش کَس ندیده نه شنیده او نیاورده آغوشِ خود را یارِ من با سر رسیده دیگر از دنیا، میروم آسان، ای پدر جان یا حبیبی حسین، یا حسین جان...