
کسی برات نمونده غربت تو دل منو سوزونده مادر مو تا قتلگاه شکونده آهسته تر بر وبه سمت لشکر بیا یه کم بمون کنار خواهر بزار ببوسمت غریب مادر (یه کم بمون تنها نزاری خواهرو یه کم بمون بزار ببوسم حنجرو واویلتا)۲ عصر امشب که خوش احوال تو را میبینم عصر فردا ته گودال تو را میبینم آمدم تا که دلی سیر کنارت باشم شانه بر مو بزنی آینه دارت باشم چقدر پیر شدی از حسن پیر تری از من خسته به ولله زمین گیر تری مادرم بود که آگاه ز تقدیرم کرد من اگر پیر شدم پیری تو پیرمکرد واویلتا واویلتا آه و واویلا عصر فردا به دل مضطر من رحمی کن ته گودال به چشم تر من رحمی کن من ببینم که تو پیرهنی میمیرم تکیه بر نیزه گلرنگ زنی میمیرم آه از سینهی پیر خون میکشی میمیرم از دهان نیزهای بیرون میکشی میمیرم