
نوحهخوان تقدیر گشته سینهزن دست قضاست نوحه میخوانند هر دو وای اینجا کربلاست نای صحرا مینوازد نی ولی اندوهناک دَم گرفته آسمان ای وای اینجا نینواست کربلا یا ابی عبدالله ... نینوا یا ابی عبدالله ... آسمانیها بر این عرصه قدم بگذاشتند این زمین بی شُبهه یک شعبه ز عرش کبریاست محمل بانوی دین در سِتر مطلق میرسد محشر است اینجا و او در هیبت خَیرُالنِساست واویلا، واویلا ... زینب اینجا فاطمهست و اکبر اینجا مصطفی پس اباالفضل است حیدر، قاسم اینجا مجتبی گرم در آغوش دارد طفل خود را مادری آیت الکرسی به لب فکر گرمای کربلا واویلا، واویلا ... دختری شیرینزبان در قافله دل میبَرَد گاه میپرسد به گریه؛ عمه جان اینجا کجاست شاه دین بگذاشته سر روی پای خواهرش هر دو میدانند این سر قصهاش پر ماجراست