نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
خیلی زیباست
۳ آبان ۱۴۰۴

جرم من عشقه تو چشمهای تو عاشقم کرده بدونِ غمت زندگیم سردهای آقا جرم من عشقه همین عشقی که تو دلم دارم همین که به زلفت گرفتارم ای آقا کسی حالم رو نفهمید شبهایی که گریه کردم چه کردی با من تو روضه که با گریه برمیگردم این دفعه بیام حرفهام و باور کن یه کم حالم رو بهتر کن گرفتارم آقا این دفعه به تو حرفهام راست میگم ببین که با احساس میگم دوست دارم آقا آقا جان دوست دارم ناخوش احوالم غمهامو توی روضه حل کردم لباس سیاهمو بغل کردم ای آقا من توی مَردم تو اوج غم زوری خنديدم چه شبها که با گریه خوابیدم ای آقا بغل کردم زانوهامو توی تنهایی شکستم تو رو میدیدم کنارم چشمهامو وقتی میبستم من هر شب چقدر تنها هق هق کردم رفیقهام گفتن دق کردم توی ناامیدی من هر شب چقدر تنهایی سر کردم خزونهام و باور کردم ولی تو رسیدی آقا جان دوست دارم
1 نظر ثبت شده

خیلی زیباست