
من از بچگی دل به تو دادم حالا یه نوکرم خونهزادم اگه در میره جونم برا تو خودت عاشقی و دادی یادم با تو بو گرفتم من به اعتبار روضهات آبرو گرفتم دو سه سالی میشه دیگه با محرم کربلا خو گرفتم دست کشیدم از همه وقتی به کربلا رسیدم توی دنیا به خدا قشنگتر از اینجا ندیدم ابیعبدالله (۴) خرابه توام ای جان، جانم، حسین حریمت شده کهف ز امانم به عشقت میزنه تا همیشه با ساعت حرم ضربانم به دلم میشینه آخه کربلا حسین بهشت رو زمینه شده اعتقادم توی روضه مادرت داره منو میبینه با تو باشم نمیخوام از در این خونه جدا شم آرزونه یه روز آخرش مقیم کربلا شم ابیعبدالله(۲)