
ماسَوی هست پریشان اباعبدالله عاشق و بی سروسامان اباعبدالله شکر لله که از بین همه خلق جهان ما شدیم جزء مُحبّان اباعبدالله هستیِ خود همه قربانیِ حق کرد حسین هستی ما همه قربان اباعبدالله ای که مرا خواندهای راه نشانم بده گوشهای از کربلا جا و مکانم بده ما نه تنها به سر سفرهی او ریزهخوریم آفرینش همه به مهمان اباعبدالله ای خدا کاش که در لحظهی جان دادن خود سر گذاریم به دامان اباعبدالله