افتادی بی‌حال، رو سینه‌ت پرید

افتادی بی‌حال، رو سینه‌ت پرید

[ حیدر خمسه ]
افتادی بی‌حال، رو سینه‌ت پرید
صدای استخوناتو مادرت شنید

دعوا می‌کردن سر عبا
شکر خدا که از رو تل خواهرت ندید

آه، حسین
****
ای نور دیده‌ی من و تاج سرم حسین
یک دَم قدم گذار به چشم ترم، حسین
بنگر چه آمد از غمِ تو بر سرم حسین
در زیر آفتاب بین بسترم حسین
نام تو گشته زمزمه‌ی آخرم حسین

بالا سر همه تو دَم آخر آمدی
پایین هر شهید به چشم تر آمدی
با زانو در کنار علی‌اکبر آمدی
بر دیدنِ سه‌ساله‌ی خود با سر آمدی
من خواهر تواَم بیا در بَرم حسین

یادش‌به‌خیر آن تب و تابی که داشتم
در طول آن مسیر رکابی که داشتم
در زیر سایه‌ی تو حجابی که داشتم
دیدی چه شد حسین نقابی که داشتم

دست انداخت کسی پرده و معجر را بُرد
جلوی چشم علمدار، خدا رحم کند

ما رو بردن بازار بَرده‌فروشا بگو دروغه، بگو دروغه
توی بازارِ بَرده‌فروشا ما بودیم امّا تو نبودی
دندونای شیریمو شکستن پیرمردای مستِ یهودی

یک نیمه روز موی سیاهم سفید شد
یک نیمه روز امید دلم ناامید شد
هجده گلم مقابل چشمم شهید شد
از مادرِ تو خواهرت هرچه شنید، شد
داغت هنوزم نبود باورم حسین

گفتی به خیمه‌گاه بمانم ولی نشد
گفتم کنم فدای تو جانم ولی نشد
یک جرعه آب بر تو رسانم ولی نشد
پایت به سوی قبله کشانم ولی نشد

یه کم احکام یادش بده 
قربونی رو رو به قبله ذبح می‌کنند

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر عصر عاشورا - قتلگاه

محبوب ترین محرم و صفر عصر عاشورا - قتلگاه

محبوب ترین حیدر خمسه

نظرات