اباعبدالله...
آب میخواست که سرنیزه به خوردش دادند
حرف حق زد چقدر نیزه به خوردش دادند
آب میخواست، که شمر آمد و برگرداندش
آب میخواست، که با پا زد و برگرداندش
آب میخواست، که بر تشنگیاش خندیدند
سنگها را، همه بر روی سرش باریدند
اباعبدالله...
پربازدیدترینهای زمینه رحماننوازنی عصر عاشورا - قتلگاه(محرم و صفر)