تصویر حاج حسین سازور - آی لشگر منم آن یار اباعبدالله

آی لشگر منم آن یار اباعبدالله

[ حاج حسین سازور ]
آی لشگر منم آن یار اباعبدالله
عاشق و تشنۀ دیدار اباعبدالله

بس که می‌سوزم و تبدار اباعبدالله
یوسفم، لیک خریدار اباعبدالله

با کلافی سر بازار اباعبدالله
ره گشایید که ظرف عسلی می‌آید

عاشق و تشنه خیرالعملی می‌آید
پسرِ کوچک شیرِ جَملی می‌آید

نوۀ حیدر کرارِ، علی می‌آید
هستم امروز سپه‌دار اباعبدالله

باد‌ها سویِ مدینه خبرش را بردند
بر مشام ِهمه بوی جگرش را بردند

هم کلاخود سرش، هم سپرش را بردند
دیدم‌ ای وای، که شالِ کمرش را بردند

که کشیده‌ست کجا کار اباعبدالله
شده دعوا سر سکّه، سر لقمه، سر نان

شـده دعوا به سر غارت گل پیرُهنان
به نیایش چو گشود آن شه مظلوم زبان

حرف حق زد دهنش را پر خون کرد سنان
نیزه شد پاسخ هر بار اباعبدالله

گرگ‌ها پاره تنِ یوسف زهرا نکنید
اینقدر نیزه به پهلوی عمو جا نکنید

اینقدر حفره در این مومِ عسل وا نکنید
لااقل نیزۀ خود در تن او تا نکنید

مادرش آمده دیدار اباعبدالله
همۀ دشت شده ناله واحزن و محن

مادرش آمده و عمّه و بابام حسن
هی از این فاصلۀ کم به لبش تیر نزن

دست من هست، نگو از سرِ معشوق سخن
دست من هست جلو دار اباعبدالله

عاقبت ناله شدم در همه جا پیچیدم
بغل حضرت معشوق کمی خندیدم

یک کسی نیزه زد و من به عمو چسبیدم
دست من قطع که شد هیبت سقّا دیدم

ای به قربانِ علمدار ابا عبدالله
شاعر: علی رکن الدین

***

پربازدید‌ترین‌های زمینه حاج حسین سازور عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های زمینه عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج حسین سازور

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد