تصویر حسین ستوده - تا که سر سینه عمو زانوی شمرو دیدم

تا که سر سینه عمو زانوی شمرو دیدم

[ حسین ستوده ]
تا که سر سینه عمو، زانوی شمرو دیدم
بی وضو دست نکش روشو
بین دستات نپیچ موشو
سخت نفس میکشه دیگه
پا نزن زخم پهلوشو
دنیای منه

نکش موشو شمر، دستات بشکنه
جلو چشمام دنیام جون میکنه

بی اختیار دویدم 
از خیمه رسوندم خودمو
انگاری دیر رسیدم
با گریه آه کشیدم
تا که سر سینه عمو زانو شمرو دیدم

آخ آسمون گرفته
از خیمه با این سوز صدا عمم زبون گرفته

چشامو خون گرفته 
انگاری که بازوی منو، شمشیر نشون گرفته 

دستم افتاده با شمشیر 
نیزه شد با تنم درگیر 

روی جسم عمو جونم 
دوخت منو حرمله با تیر 

مثل ما دوتا یه روز مادر افتاد با ضرب پا 
فقط از زیر در میزد صدا، فضه فضه فضه

کار زنونس جمع کن هر چی میبینی 
فضه فضه، درد من اینه
لگداشون کار سقط جنینه
وای محسنم
کربلا پیدا میشه باز 

حسین 

رد پامو چنگال گرگ
میرسه ارث مادری به نوه از مادر بزرگ

خونه خونه پای رقیه 
قل و زنجیره دستای رقیه

آتیش آتیش، عمو سوختم

پربازدید‌ترین‌های زمینه حسین ستوده عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های زمینه عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین ستوده

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد