
نبینم غریب افتادی وسط رقیب افتادی از جراحتت معلومه گیرِ نانجیب افتادی دستم سپرت عمو خـُب فداسرت عمو اینجوری نفس نفس نزن جون مادرت عمو کشته منو نالههات مظلومیتِ چشات شرمنده عمو ببخش نشد کاری بکنم برات پناه یتیم آخ تو رو زدن جلو نگاه یتیم میگیره دامنشونو آه یتیم۲ چه عذابی تو گوداله هنوز این وسط جنجاله کاش منم میمردم تا که نبینم سنان خوشحاله ریخته نیزه رو تنت من هم روی دامنت این شلوغی میگه که چقدر طول میکشه کشتنت نیزه میزنه سنان کمتر میشی هر زمان کاشکی یه نفر بیاد عمو راحتم کنه الان پناه یتیم میشه سینهی تو قتلگاه یتیم میگیره دامنشونو آه یتیم۲ واسهی ذبح سرت به هم بفرما میزدن دونه دونه آستینهاشونو بالا میزدن مادر ما رو کنار چشم بابامون زدن جدمونو پیش چشم عمهی ما میزدن کجاها اومده زینب کی باورش میشد که توی مردا اومده زینب چجوری اومده زینب چطور از لب گودال به بالا اومده زینب نیزهها رو توی سینه دید ای داد بیداد ای داد بیداد ای داد بیداد شمر اومد چادرشو کشید ای داد بیداد ای داد بیداد دستشو که رو گلو گذاشت ای داد بیداد ای داد بیداد ای داد بیداد تیغ شمر انگشتشو برید ای داد بیداد ای داد بیداد ای داد بیداد