
چون عدالت خجسته کار علیست تا که عدلست روزگار علیست سر نمیپیچد از قضای خدا گرچه عالم در اختیار علیست شب تاریک کلبهی فقرا روشن از پرتوِ عذار علیست قهرمانی چو مالک اشتر مرد جانباز کارزار علیست وصف او نیست کشتن مرهب کشتن نفس شاهکار علی است زرهش در نبرد پشت نداشت پشت کردن به جنگ عار علیست همه طاعات انس و جن هم سر با یکی ضرب ذولفقار علی است وقت تسلیم جان مُعَید را دیده و دل در انتظار علی است شب عید است و این سرود بوَد بر لب هر که دوستدار علی است هر که دارد علی چه غم دارد با تولای او چه کم دارد... صدای پای خدا میرسد به گوش بیا سبو به دست و غزلخوان و باده نوش بیا بگیر بیرق میخانه را به دوش بیا به بزم آمدن پیر می فروش بیا دوباره صحبت هل مِن مزید آمده است خدای عشق در انسان پدید آمده است صدای پای بهار است عید میآید به قفل بستهی دلها کلید میآید کسی که دل به هوایش تپید میآید خبر دهید به فترس امید میآید بیا که یأس مرام خدا فروختههاست شب رسیدن آقای بال سوختههاست به تشنهای که به دام سراب افتاده است بگو که کشتی رحمت به آب افتاده است فقط نه از سر فترس عذاب افتاده است دهان هر چه گنهکار، آب افتاده است پیالهها همه از این شراب پر شده است به هر کسی که نظر کرده است حر شده است حسین آمده تا خلق رستگار شوند به یمن گریه بر او، فصلها بهار شوند حسین امده تا قلبها شکار شوند به محض بردن این نام، بیقرار شوند حسین آمده با یک نگاه دل ببرد وگر نه کیست از این روسیاه، دل ببرد ز عرش گفت خداوند قادر منان خموش باش جهنم، که سوم شعبان به جای اتش تو کرده رحمتم طغیان حسین ماند و بس کل من علیها فان بگو رسول به این خلق تا ابد گمراه که من احب حسینا فقد احب الله اگر چه شیر ز انگشت وحی مینوشد و جبرییل به جسمش لباس میپوشد شهنشه است ولی با غلام میجوشد مرا به خاطر روی سیاه نفروشد کسی که رو به روی بندهاش گذاشته است هوای نوکر خود را همیشه داشته است خدا کند که مرا عاقبت به خیر کند مرا نگاه چو راهب میان دیر کند به خیمهاش بکشاند مرا زهیر کند چنان حبیب در این خانه موسپید شوم شبیه جون در این خانه شهید شوم اگر نبود حسینیه ما کجا بودیم چنان کبوتر صد بام و صد هوا بودیم هزار شکر که با او از ابتدا بودیم شب ولادتش ای کاش کربلا بودیم نشد کنار تو باشیم از بد اقبالی است دم ضریح تو صد حیف جای ما خالی است دم ضریح تو اما دلی پریشان است به روی سینه زند مادری که گریان است هنوز هم پسرم روی خاک عریان است هنوز بین دو تا نهر آب عطشان است چه کربلاست که آدم به هوش میاید صدای نالهی زینب به گوش میآید چه کربلاست از ان بوی مُشک میآید صدای ناله ز لبهای خشک میآید چه کربلاست که بوی گلاب میآید هنوز صدای نالهی طفل رباب میآید من آن شبهیز بیدارم ز جان مشتاق دیدارم عنان او خریدارم حسین را دوست میدارم حسین را دوست میدارم که او پروردهی زهراست حسین ازاده سردار کفن پوشان عاشوراست جهان تشنه، حسین سقا همه قطره، حسین دریا حسین گل من ولی خارم حسین را دوست میدارم حسین را دوست میدارم که او پروردهی زهراست حسین آزاده سردار کفن پوشان عاشوراست جهان تشنه حسین سقا همه قطره، حسین دریا حسین گل من ولی خارم حسین را دوست میدارم حسین را دوست میدارم که او محبوب جانها شد ورا در سوم شعبان ملک گهواره جنبان شد امین وحی از رویش ببوسید و ثناخوان شد که ای خلاق دادارم، حسین را دوست میدارم مشرف گشت سلمان بر حضور حضرت زهرا که ای خیر النسا، در دل مرا رازیست پر معنا ندانم از چه بی تاب است آخر این دل شیدا به عشق او گرفتارم حسین را دوست می دارم به سلمان فاطمه فرمود کای سردار ایرانی تو را در دل بود دردی، ندارد هیچ درمانی مرا هم اینچنین دردیست اندر سینه پنهانی خدا میداند اسرارم، حسین را دوست میدارم غرض سلمان و زهرا بر حضور مرتضی رفتند محبان مشکل خود را برآن مشکل گشا گفتند به جای چاره جویی از علی این نکته بشنفتند منی که فخر ابرارم، حسین را دوست میدارم کلید حل این مشکل به دست مصطفی باشد سه عاشق آمدند آنجا که طاها را سرا باشد رسول الله فرمود عشق من بیش از شما باشد حسینٌ منی اذکارم، حسین را دوست می دارم چو حل این معما بر پیمبر نیز مشکل شد به لب نیکو پیامی جبرئیل از عرش نازل شد بشارت یا رسول الله، حدیث عشق کامل شد قسم بر چرخ دوارم حسین را دوست میدارم رب صل علی محمد، محمدٍ و آل محمد... جبرییل امشب ز خالق تهنیت گوید به احمد ای محبان سیداهل شبا به جنت آمد ببوسد روی او، رسول عالمین صلو علی نبی، صلو علی الحسین حسین جانم حسین... رب صل علی محمد محمدٍ و آل محمد... قوت این طفل از سرانگشت کائنات است ای گنهکاران شب میلاد کشتی نجات است شده بیت الولا، چو جنت منجلی حسین ابن علی، در آغوش علی رب صل علی محمد، محمدٍ و آل محمد... در طواف مرقدت تا جنت اعلی رسیدیم از احب الله من احب حسینا رسیدیم طواف قبر تو، ملاقات خداست قسم بر آن بهشت، بهشتم کربلاست حسین جانم حسین ... رب صل علی محمد محمدٍ و آل محمد... حسین جانم حسین... رفته قنداقهات به عرش امشب فترس از مقدمت شده خوشحال نخ قنداقهات شفای ملک تو کجا و کجا ته گودال من برای تولدت ارباب دوست دارم که پیروهن بخرم تو هنوز هم بی کفن هستی باید امروز یک کفن بخرم گرچه میلاد توست اما هست در دلم حرفهای خواهر تو لحظهای که رسید در گودال پیکر انداخت روی پیکر تو گفت من بمیرم ای مظلوم چه کسی منع چارهات کرده بی کفن یوسفم در این گودال چه کسی پاره پارهات کرده جای گریه حسین میبینی خون ز چشمان خواهرت جاریست وقت مغرب رسیده از گودال همه رفتند شمر ولکن نیست شمر آمادهی بریدن شد مادرم داد به من شیر محبت اما من حسینی شدم از بس پدرم گفت حسین تا گل نام تو واشد به لبم باز پدر گفت شکر تو خدایا پسرم گفت حسین هر چه دارم همه از لطف پدر بود که او عوض غصه به بالای سرم کفت حسین تیغها نوحهی خون از دمشان جاری بود تا در ان لحظه که بانوی حرم گفت حسین از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین دست و پا میزد حسین، زینب صدا میزد حسین