نظرات
1 نظر ثبت شده

هادی جعفری کاربر
یا حسین
۲۶ بهمن ۱۴۰۲

به نام خداوند یارآفرین همان خالق شاهکارآفرین خدایی که هنگام خَلق حسین به خود گفته صدها هزارآفرین به نام سمیع و علیم و بصیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر زمین روشن و آسمان روشن است کران تا کران کهکشان روشن است بنازم به رُخسار ماهی، کز او دل و چشم کَرّوبیان روشن است خودش نور و نورش سِراجُ المُنیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر فقط حول و حوش خیابان او بُوَد خطّ سِیر محبّان او و در کربلا بیش از هر شبی شبِ سوّمِ ماهِ شعبانِ او هوا دلکِش است و فضا دلپذیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر گره خورده دلهای ما با حسین شعاری نداریم جز «یا حسین» و ما سالیانیست فهمیدهایم رفیقی نداریم الّا حسین به دام رفاقت مرا کرد اسیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر به قارون بگویید بَر خود مَناز که محروم هستی از این امتیاز نکرده نصیبِ تو حُبُّ الحسین خداوند روزیدهِ بینیاز حسینی نباشی فقیری، فقیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر چگونه سپارم، دلم را به غیر؟! مگر دیدهام کم از این خانه خیر به آنانکه در او فنا گشتهاند به فُطرس، به شُعضَب، به حُرّ و زُهیر کسی نیست مانند او دستگیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر به حقّ حسین و خدای حسین بهشت است زیر لِوای حسین یکی از علاماتِ ایمانِ ماست همین گریهکردن برای حسین مرا گریه کردهست، روشنضمیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر شدم با تو اهل تَغَزُّل حسین به اسم تو کردم توسّل حسین خداوند خیر مرا خواسته که در قلبم افتاده، حُبُّ الحسین چه لطفی خدا کرده بَر این حقیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر به عرش خدا گوشواره، حسین نبی مَرکب است و سواره، حسین از اینرو که از خونت، اسلام ناب گرفته حیات دوباره، حسین به تو میرسد آخرِ این مسیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر بهجز تو کسی، وِتر موتور نیست بهجز تو کسی، سِرّ مَستور نیست بگو «لَن ترانی» به زُوّار خویش که سِیر جمال تو مِیسور نیست تو وجه خدایی، نداری نظیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر دل آموخت از گردش روزگار فقط میشود با تو شد ماندگار شد آویزهی گوش من، این کلام که خود کردهای روزیِ سازگار حسینی بمان و حسینی بمیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر منم بندهی زَر خریدَت حسین یکی از هزاران مُریدت حسین به فَرقِ دوتای علیاکبرت به حُلقوم طفل شهیدت، حسین امان از عذابم بِده یا مُجیر امیری حسینٌ و نِعمَ الامیر
1 نظر ثبت شده

یا حسین