نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در بیابان جهان دریا به دنیا آمده ای خلایق، صاحبِ دینا به دنیا آمده هیچ مخلوقی نبود و نور او تابنده بود در ازل او خلق شد حالا به دنیا آمده او که بر بالای طاق عرش جایش خوب بود پس یقین دارم برای ما به دنیا آمده پیش از آنی که بیاید عاشقانش را خرید از همان اول چنین آقا به دنیا آمده زود بشتابید ای بیچارگان، درماندگان چون که امشب شافع فردا به دنیا آمده جبرئیل امشب به پر و بال فطرس رشک برد چون شنیده کودکِ زهرا به دنیا آمده در شب میلاد اشک از چشمهایم جاری است سوم شعبان شد عاشورا به دنیا آمده قصهی زیبای عشق و عاشقی آغاز شد تا حسین آمد درِ رحمت به عالم باز شد عشق را در ذیل چشمان تو معنا کردهام هرچه غیر از نام تو گفتند حاشا کردهام بی تو شیرینیِ دنیا نزد من بی مزه است من که کام خویش را با تربتت وا کردهام در پیات بوده شنیدم در دلم داری حرم خوش به حالم دوست را در خانه پیدا کردهام تو مرا با عاشقان روسپیدت میخری گرچه میدانی که خود را بینشان جا کردهام هر که می پرسد ز من روزی چطوری پیرمرد؟ زود میگویم که قامت پیش تو تا کردهام بین خیل عاشقان تو شهیدش بهتر است بر درِ این خانه گیسویم سپیدش بهتر است برکهای بودم دلم را جلوهی مهتاب برد سجدهام را فکر ابروی تو در محراب برد بگذر از من بی وضو گاهی صدایت کردهام مستی نامت چنین از خاطرم آداب برد رحمت بی انتها هستی و کشتی نجات دلربا دل از گنهکاران همین القاب برد خواب دیدم بوسهای میگیرم از شش گوشهات ای ضریح عشق رویایت ز چشمم خواب برد گریه کردم تا که نامت را شنیدم یا حسین آنقدر که نامهی اعمال من را آب برد در صف دوزخ به هم مردم نشانم میدهند دیدی آخر دست نوکر را گرفت ارباب برد تو به قدر عالمی پیمانه داری یا حسین تو چه کردی این همه دیوانه داری یا حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد