روي قلب خود نوشتم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن34
بازدید19.9K
روی قلب خود نوشتم دوستت دارم حسین ای تمام سرنوشتم دوستت دارم حسین عشق تو راز سعادت دوستت دارم حسین گفتهام قبل از ولادت دوستت دارم حسین ای تمام آرزویم دوستت دارم حسین روزمحشر هم بگویم دوستت دارم حسین هرچه هستم هرچه بودم دوستت دارم حسین خواندهام بین سجودم دوستت دارم حسین تا همیشه عاشقانه دوستت دارم حسین با بهانه بی بهانه دوستت دارم حسین در بیابان جهان دریا به دنیا آمده ای خلایق صاحب دنیا به دنیا آمده هیچ مخلوقی نبود و نور او تابنده بود در ازل او خلق شد حالا به دنیا آمده او که بر بالای طاق عرش جایش خوب بود پس یقین دارم برای ما به دنیا آمده پیش از آنی که بیایند عاشقانش را خرید از همان اول چنین آقا به دنیا آمده زود بشتابید ای بیچارگان درماندگان چون که امشب شافع فردا به دنیا آمده جبرئيل امشب به بال و پر فطرس رشک برد چون شنیده کودک زهرا به دنیا آمده در شب میلاد اشک از چشم هایم جاری است سوم شعبان شد عاشورا به دنیا آمده قصهی زیبای عشق و عاشقی آغاز شد تا حسین آمد در رحمت به عالم باز شد عشق را در ذیل چشمان تو معنا کردهام هر چه غیر از نام تو گفتهاند هاشا کردهام بی تو شیرینی دنیا نزد من بی مزه است من که کام خویش را با تربتت وا کرده ام در پیات بودم شنیدم در دلم داری حرم خوش به حالم دوست را در خانه پیدا کردهام تو مرا با عاشقان روسپیدت میخری گرچه میدانی که خود را بینشان جا کردهام هر که میپرسد ز من روز چطوری پیرمرد؟ زود میگویم که قامت پیش تو تا کردهام بین خیل عاشقان تو شهیدش بهتر است بر در این خانه گیسویم سپیدش بهتر است برکه ای بودم دلم را جلوهی مهتاب برد سجدهام ر افکر ابروی تو در محراب بود بگذر از من بی وضو گاهی صدایت کردهام مستی نامت چنین از خاطرم آداب برد رحمت بی انتها هستی و کشتی نجات دلبرا دل از گناهکاران همین القاب برد خواب دیدم بوسه ای میگیرم از شش گوشهات ای ضریح عشق رویایت ز چشمم خواب برد گریه کردم تا که نامت را شنیدم یا حسین آن قدر که نامهی اعمال من را آب برد در صف دوزخ به هم مردم نشانم میدهند دیدی آخر دست نوکر را گرفت ارباب برد تو به قدر عالمی پیمانه داری یا حسین تو چه کردی این همه دیوانه داری یا حسین بی سر و سامان توام یا حسین دست به دامان توام یا حسین بگو یه کلام ختم کلام حسین تو رو که دارم بسه برام حسین برا تو چه فرقی داره من کجام یه گوشه دنیا میگم السلام تا ببرم اسمتو تو کربلا داد میزنم حسین، فریاد میزنم حسین به نام خداوند جان آفرین بگو ای خدای جهان آفرین عجب خلقت بی نظیری شده حسین و تو آغوش زهرا ببین چقدرزندگی بی نمک بود اگه رگ گردنم زیر دینش نبود پرستش چه بی روح میشد اگه خدا بود اما حسینش نبود اگه مبدا آفرینش خداست حسین اومده تا خدایی بشیم اگه مقصد این جهان کربلاست حسین اومده کربلایی بشیم تویی بی نظیر خیر کثیر حکایت ماست شاه و فقیر حسین بیا دیده ها رو ندیده بگیر من رو سیاه و بازم بپذیر امیری حسین و نعم الامیر ویرونتم حسین دیوونتم حسین من دیوونتم حسین داد میزنم حسین، فریاد میزنم حسین