نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شورشی بینِ عالَم بالا گوئیا که تلاطم دریاست همه مشغولِ زینت و ذکرند عرش در نور گل چه ناپیدا ناشناسم نشناسد سَر ز پا ز شعف شوق مهمانِ خانهی دلهاست بینِ بازار اشک و عشق و سُرور گلفروشی عرشیان زیباست و در این ازدحام، فوج مَلَک مَلَکی کنج آسمان تنهاست مَلَکی پَرشکسته، دلخسته که ز افتادههای چشم خداست بال و پَر سوخته در حیرت از چه رُو خاک، قبلهگاه سَماست؟! کعبهای دیگر آمده که مگر... ...در مسیر زمین چنین غوغاست؟! خبر آمد به کعبه ذات آمد حضرتِ کشتی نجات آمد ***** دید که رفتهاند و جا ماندهست زخمیِ آتش خدا ماندهست گفت با زائران گهواره فرصتی بر دخیل تا ماندهست... ...تا شفاعت کنَد مرا ببَرید که همین یک درِ شفاء ماندهست چه دخیلی!، چه بند قنداقی! چه درِ بهر التجاء ماندهست آمد و پَر کشید و پَر وا کرد که هنوزم به شوق واماندهست لذّت اوّلین دعای حسین قرنها بر دل دعا ماندهست آن کریمی که دیدنش یک بار حسرتش بر دل گدا ماندهست فُطرسانیم و در شب میلاد دل ما سمت کربلا ماندهست رحمتالواسعه دعایی کن غرقِ عشقیم ناخدایی کن ***** ما که آزادهی حریم توایم ماه شعبان شده، مقیم توایم آسمانی چنان تو آبی نیست پَرمان دِه که یا کریم توایم سورهی فجر هر طلوع صبح میهمان دل رحیم توایم السَّلامُ عَلَیک یا خورشید در نماز خدا کلیم توایم بوی سیب تو حالمان آورد دستپروردهی نسیم توایم خلقت ما به انتخاب تو بود پدر بندهها، یتیم توایم روزی ما به سفرهداری توست مُنعِم دست پُرنعیم توایم در بهشت خدای عزَّوجَلّ تحت فرمان مستقیم توایم تا نفَس هست با تو میمانیم ما گدایان خِیل سلطانیم حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد