نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به عرش خدا گوشواره حسین نبی مرکب است و سواره حسین از این رو که از خونت اسلام ناب گرفته حیات دوباره حسین به تو میرسد آخر این مسیر اَمیری حُسینٌ و نِعمَالاَمیر بجز تو کسی وِترِ مَوتور بجز تو کسی سِرِّ مَسطور نیست بگو لَنتَرانی به زُوّارِهی که این سِیر جمال تو مَسطور نیست تو وجه خدایی نداری نظیر اَمیری حُسینٌ و نِعمَالاَمیر دلاموخته از گردش روزگار فقط میشود با تو شد ماندگار شد آویزهی گوش من این کلام که خود کردهی روزی سازگار حسینی بمان و حسینی بمیر اَمیری حُسینٌ و نِعمَالاَمیر **** روی تورا قرص روی ماه ندارد قدر تورا هیچ پادشاه ندارد در درجات خیال راه ندارد مثل تو عالم خدا گواه ندارد مَدحِ تو کرده غَزَل بریده بریده دستِ قَصیده به دامنت نرسیده قامت رعنای تو قیامت کبریٰست بر سر راه تو عالمی به تماشاست یک نظرت کار چند سال مسیحاست بیتو برای حسین آخر دنیاست بس که نگاهت فقط به سوی حسین است پس حَرَمت نیز روبهروی حسین است ای تو که تَلفیقِ عشق و عقلی و احساس پیراهن صبح، عِطر پیراهنت یاس زیر قدمهات خاک میشود الماس جنتالاَعلا کجاست روزَتُالعباس دل به تو بسته حسین حرف کمی نیست مدح شما کار هیچ مُحتَشمی نیست وحی زِ اُمالبنین که با لبخند کرده تقدیم حیدر این فرزند لبِ شیر خدا ثنا گویش مست از بوسههای بازویش نیست معصوم و پور معصوم است عمر را در حضور معصوم است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد