برسانند اگر تُربت دلداران را
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن2
بازدید1.5K
برسانند اگر تُربت دلداران را در میآرند ز هر دلهُره، بیماران را همه سرمایهی یک اهلِ کرامت کرَم است احتیاجی به دِرَم نیست، کرَمداران را یوسف آن است که از تخت تنزّل نکند بارها گر بفرستند خریداران را در بهشت تو چرا حرف جهنّم بزنیم؟! قلم عفو بگیرید، گنهکاران را سَر که گرم است پِیِ کار تو، دل هم گرم است باز دلگرمِ تو کردند سرِ یاران را کورتر کن گرهام را، نکُنَد باز کنی وا مکن از سرِ خود، جمع گرفتاران را گریه تا هست، حرام است نماز باران چه خیالی است بگیرند اگر باران را بعد از این پیرُهنی با یقهی تنگ مپوش خون مکن این جگر سُرخِ هواداران را ***** ربُّالارباب شد، الله صفاتی که رسید شد حسین ابنِ علی جلوهی ذاتی که رسید بود منظور، همان گریه برای ارباب اندر آن ظلمتِ شب، آبِ حیاتی که رسید ظاهرش کربوبلا، باطنش عرش الرّحمٰن اذن معراج، شد آن برگِ براتی که رسید کرَمت دست نینداخت مرا، دست گرفت طیّبالله، به کشتی نجاتی که رسید بیشتر از همه، تو گردن ما حق داری به دلیل همهی این برکاتی که رسید لبم از مِهریهی فاطمه سیراب نشد تشنهتر کرد مرا، آب فراتی که رسید ***** بال فُطرس به عنایات تو پَر میگیرد تا غلام تو شود، بال سفر میگیرد دل ما خرج که شد، قیمت آن بالا رفت سنگ در کنج حرَم، قیمت زَر میگیرد بهترین سود همین است که در چشمِ تَر است به تو دل میدهد و چند گهر میگیرد چقدر زود در خانهی تو ریختهاند وقتِ خیرات، گدا زود خبر میگیرد بینِ فرزند و غلامت، نگذاری فرقی کرَم تو همه را، مدّنظر میگیرد چقدر فاطمه تشنهست، در این ششماهه أنَا العطشانِ تو انگار، جگر میگیرد