
نبسته شیعه به او لحظهای نگاهش را کدام عبد فراموش کرده شاهش را شبیهِ عرش بسازیم بارگاهش را به اشکِ دیده بشوییم قتلگاهش را ولی سوال من این است قتلگاه کجاست؟ میانِ خانه و کوچه جواب ناپیداست هنوز خاطرهی کوچه در سَرِ حسن است هنوز صحنهی تلخی برابرِ حسن است چه صحنهای که فراتر ز باور حسن است کسی که روی زمین است مادرِ حسن است همین که فاطمه در آن گذر زمین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد روایت است که چون تنگ شد بر او میدان فتاد از حرکت ذوالجناح از جولان نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت نه ذوالجناح دگر تابِ استقامت داشت هوا ز باد مخالف چو نیلگون گردید عزیزِ فاطمه از اسب سرنگون گردید بلند مرتبه شاهی ز صدرِ زین افتاد چنان که فاطمه در کوچه بر زمین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد