اگر بی‌قراری بگو یا حسن

اگر بی‌قراری بگو یا حسن

[ محمدحسین پویانفر ]
اگر بی‌قراری بگو یا‌حسن
که آرام گردد دلت با حسن

شبِ قدر نزدیک و ما سائلان
پناهی نداریم اِلّا حسن

اگر قطره‌ای جود خواهی از او
به تو می‌دهد چند دریا حسن

تمامِ بیابان گلستان شود
اگر پا گذارد به صحرا حسن

کرامات او از کِی آغاز شد؟
از آن شب که آمد به دنیا حسن

به کوریِ بدخواهِ پست و ذلیل
عزیز است در خاطرِ ما حسن

نیازی ندارد به صحن و حرم
کشیده مرامش به زهرا حسن

شلوغیِ کربلا هم از اوست
به پا می‌کند اربعین را حسن

الهی به راهش فدایی شویم
به دست حسن کربلایی شویم

چه والاست با او مقامِ فقیر
عجب با شُکوه است نام فقیر

به آب و غذا جود محدود نیست
حسن می‌شود هم کلامِ فقیر

فقیر و غنی در نگاهش یکی‌ست
بر او واجب است احترام فقیر

کریمانه آغوش او باز بود
به وقتِ جوابِ سلام فقیر

همه زندگانیِ او بوده است
به نامِ کریم و به کامِ فقیر

عجب نیست گر یارِ مسکین شود
پدر چون علی شد پسر این شود

حسن کیست مردِ شکارِ جَمَل
همان فاتحِ کارزارِ جمل

سلامِ خداوند بر مجتبی
و لعنت به پایه‌گذار جمل

نیازی به شمشیر حیدر نبود
که شد مجتبی ذوالفقار جمل

همین که به او اذن میدان رسید
چنان شیر زد بر حصارِ جمل

رَجَز خواند و تا آسمان‌ها رسید
صدای فرار الفرارِ جمل

به یک ضربه‌ی بچّه شیرِ علی
زمین خورد ناقه‌سوارِ جمل

حسن هر یَلی را زمین می‌زند
عَدویِ علی را زمین می‌زند

همه روشناییِ ما هست او
امیدِ دلِ رو سیاه است او

مرو سوی کعبه برو تا بقیع
به سوی خدا شاه‌راه است او

به روزِ جزا هم به فکرِ گداست
صدا می‌زند بی‌گناه است او

کریم است و با دادنِ کوه زَر
خریدارِ انبارِ کاه است او

حرم ساخته در دلِ عاشقان
که گفته که بی‌‌بارگاه است او

بمیرم پس از سال‌ها همچنان
به یک کوچه محوِ نگاه است او

درآن کوچه که مادرش را زدند
شهیدِ همان قتلگاه است او

خودش را سپر کرد و فریاد زد
مزن بی‌حیا پا به ماه است او

در افکارش آن صحنه باب شد
جلو چشم او مادرش آب شد

پربازدید ترین شعر مدح محرم و صفر امام حسن (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسن (ع)

محبوب ترین محمدحسین پویانفر

نظرات