بیهوده نیست که آبروی رفته میخرند فرزندها ز مادرشان ارث میبرند زلفت رها کنی همه بی خانه میشویم گرد تو پر کشیده و پروانه میشویم آبرو نشان دهی همه دیوانه میشویم ما خاک بوس کوچهی میخانه میشویم در آسمان چشم سیاهت هواییام شکر خدا ز روز ازل مجتبیایم چشمان به سوی در بستهی بقیع بغضی است در گلوی در بستهی بقیع سر مینهیم روی در بستهی بقیع گریه شده وضوی در بستهی بقیع ای کاش پرچمی سر این قبر میزدیم قربان آن جگر که چهل سال پاره بود اول امام زادهی دنیا امام حسن ابن الکریم ام ابیها امام حسن اول پدر به حضرت حیدر تو گفتهای بیش از همه به فاطمه مادر تو گفتهای کیست این مرد همان است بر فاطمه عین است به علی ماه جبین است همان است هم فخر زمان هم فخر زمین است همان است که استاد ابالفضل یل ام البنین است همان است که نامش همه دم بر لب زوار حسین بن علی در کف بین الحرمین است کیست این مرد همان است که معنی صریح مرج البحرین یلتقیان است همان است که امید من و مثل من و دوزخیان است همان است همان است که نور همهی هاشمیان است