تصویر حاج محمود کریمی - ماه من از تو نديدم قمری زيباتر

ماه من از تو نديدم قمری زيباتر

[ حاج محمود کریمی ]
ماه من از تو نديدم قمری زيباتر 
نيست از نقشِ جمالت اثری زيباتر 

اين يقينم شده در عالم هستی از تو 
مادرِ دهر ندارد پسری زيباتر 

خبر آمدنت در بدنم روح دميد 
بَه كه بود اين خبر از هر خبری زيباتر 

جلوه‌گر گشت رُخت در سحر ماه خدا 
زين سحر ديده نديده سحری زيباتر 

به همه دُرّ و گهرهای ولايت سوگند 
صدفی از تو ندارد گهری زيباتر 

ماه خنديد و مه انجمنت نام نهاد 
همه حُسنی كه محمّد حَسَنت نام نهاد 

در تنِ پاكِ سحر روح و روان شد زِ دمت 
بوسه‌ی ماه خدا مانده به خاك قدمت 

ميزبان رمضانی كه نشستند مدام 
ميهمانان خدا بر سر خوان كرمت 

سر نثار قدم و ديده‌ی ما فرشِ رهت 
جان ما وقف تماشا و دلِ ما حرمت 

سائل جود و كرم، خلق سماوات و زمين 
عاشق حُسن خدايی، عربند و عجمت 

تو همان جان جهانی كه دو صد قافله دل 
گشته آواره به هر حلقه‌ی گيسوی خمت 

رخ زيبات حسن قامت رعنات حسن 
نه فقط قامت رعنات سراپات حسن 

روزه‌داران، مه تسبيح و دعا را نگريد 
سحر و صبحدم اهل ولا را نگريد 

گل لبخند علی بر رخ زيبای حسن 
شادي حضرت امُّ النجبا را نگريد 

همه خورشيد جمال ازلی را بينيد 
همه در ماه خدا ماه خدا را نگريد 

طلعت غيب شنيديد نديديد اگر 
به وضوح آينه‌‌ی غيب‌نما را نگريد 

همه احرام ببنديد و بخوانيد دعا 
مروه‌ی حُسن ببينید و صفا را نگريد 

عيد ميلاد امامی است در اين ماه عظيم 
كه كريم است، كريم است، كريم است، كريم 

اين گرامی پسر اوّل زهرا حسن است 
دومين حجت و چارُم نفر از پنج تن است 

اختر برج شرف، مطلعُ الانوارِ جمال 
آفتاب دل زهرا مه هر انجمن است 

روح پيغمبر و زهرا و علی در تن اوست 
يك پسر نيست سه روح است كه در يك بدن است 

تا قيامت به چنين قامت رعنا صلوات 
عجبا سرو قدی سروِ هزاران چمن است 

حُسن محدود شده در رُخ نورانی او 
حسن‌است، این حسن‌است، این حسن‌است، این حسن‌است 

روح بخشد به پدر با نفس زهرايی 
شده دلداده‌ی زيبايی او زيبايی 

بوسه‌ی ذكر و دعا بر دو لب خندانش 
آسمان شيفته‌ی زمزمه‌ی قرآنش 

ميهمانخانه‌ی او شهر مدينه است، مگو 
كه بود خلق سماوات و زمين مهمانش 

ناز بر گلشن فردوس كند در صف حشر 
هركه شد بنده‌ی لطف و كرم و احسانش 

همچو باران بهاری كه بريزد زِ سحاب 
روز و شب رحمت حق ريخته از دامانش 

جنّ و انس و ملك از كلّ سماوات و زمين 
همه در تحت حمايت همه در فرمانش 

صد مسيحا شود از نيم نفس زنده‌ی او 
خلق و خوی نبوی سر زند از خنده‌ی او 

اوليايند به يك گردش چشمش سرمست 
علي و فاطمه دادند ورا دست به دست 

اين كريم ابن كريمی است كه در كلّ وجود 
تا قيامت كرمش شامل حال همه است 

حسنی طلعت او آينه‌ی حسن خداست 
روی حق بود در اين آينه از صبح الست 

صلح او تير خدا بود كه از قوس كمان 
به شتاب آمد و بر قلب معاويه نشست 

صلح او بود که بنيانگر عاشورا شد 
صبر او بود كز آن سيطره‌ی كفر شكست 

گرچه اسلام گرفته است به خود رنگ حسين 
به خدا صلح حسن نيست كم از جنگ حسين 

شيعه آن است كه در خطّ امامش باشد 
تابعِ رهبر، در صلح و قيامش باشد 

شيعه آن است كه در لحظه‌ی فرياد زدن 
متنِ فرمان الهی به پيامش باشد 

شيعه با صلح حسن تا صف محشر حسنی است 
شيعه در صلح حسن، جنگ حرامش باشد 

شيعه در جنگ، همان شيعه‌ی عاشورايی است 
شيعه آن است كه اينگونه مرامش باشد 

صلح و جنگ حسنين است يكی بر شيعه 
تيغ، گه جای به كف، گه به نيامش باشد 

"ميثم" از خط ولايت ننهی پای برون 
گر نهی پای برون راه نيابی به درون 

*** 
شاعر: حاج غلامرضا سازگار

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حاج محمود کریمی امام حسن (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام حسن (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسن (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد