
هو میکشیم مُرشدِ ما مرتضی علیست تفسیرَ هَلاَتیٰ، شَرَفِ إنَّما علیست شورِ نجف، تلاطُم کربوبلا علیست قبله علی وحضرت قبله نَما علیست مستِ دو یاحسن و دَمِ ما چهارتا علیست دَم میشود علی، که شود بازدَم حسن هردَم علی علی علی و هر قدم حسن از مأذنه علی رسد و از حرم حسن آری زده معادلهها را بِهم حسن یعنی علی حسن شده و مجتبی علیست دست خدا در آمده از آستین ببین جبریل آمده که بساید جبین ببین اللهُ نور خیمه زده در زمین ببین یک مَظهرَالعجایِبِ دیگر، ببین ببین نوزاد بیت فاطمه سَرتا به پا علیست پلکی بِهم زد و نفَسِ ایلِ عشق شد برقلب عشق، علّت تَنزیل عشق شد بابا که گفت باعث تکمیل عشق شد با خندهاش مسبب تشکیل عشق شد ای جان، قَتیلِ اول این خندهها علیست از سائلش خودِ کَرم و جود میبرند آیند هرچه دیر ولی زود میبرند از سائلش خود کرم وجود میبرند از بادهاش پیاله که نه، رود میبرند ذرات از تَلَؤلؤشان سود میبرند والشمس رویِ این پسر و والضُحی علیست یک مرتبه نبود که هربار مینشست بامردمان کوچه و بازار مینشست با سینههای بی غم وغمدار مینشست هم سفره با جزامی و بیمار مینشست در کِشتی محبت او ناخدا علیست نزدیک شد که فاصله را خاتمه دهد تا های وهوی و وِلوله را خاتمه دهد با رزمِ خود مجادله را خاتمه دهد یک ضربه زد که قائله را خاتمه دهد گفتند مرحبا چقدر مرتضی علیست نامش تپش تپش ضربانِ حسین شد جاریِ عشق در شَرَیانِ حسین شد جانِ عقیله روح و روان حسین شد در ماجرای تَفت که زمان حسین شد پشت سرِ برادر خود با دوتا علیست ویرانههای مَسندشان میشود درست کربوبلا و مشهدشان میشود درست طاق و رواق و گنبدشان میشود درست بِالاخره که مرقدشان میشود درست بر خاتمش نوشته که مشکل گشا علیست حسین نَهی به قاسم زند حسن دستور ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است