تصویر حاج محمود کریمی - ماه من از تو ندیدم قمری زیباتر

ماه من از تو ندیدم قمری زیباتر

[ حاج محمود کریمی ]
  • 7.7K
  • 5
  • 0
ماه من از تو نديدم قمری زيباتر
نيست از نقش جمالت اثری زيباتر

اين يقينم شده در عالم هستي از تو
مادر دهر ندارد پسری زيباتر

خبر آمدنت در بدنم روح دميد
بَه که بود اين خبر از هر خبری زيباتر

جلوه گر گشت رخت در سحر ماه خدا
زين سحر ديده نديده سحری زيباتر

به همه درّ و گهرهاي ولايت سوگند
صدفی از تو ندارد گهری زيباتر

ماه خنديد و مه انجمنت نام نهاد
همه حُسنی که محمد حَسنت نام نهاد

در تن پاک سحر روح، روان شد ز دمت
بوسه‌ی ماه خدا مانده به خاک قدمت

ميزبان رمضانی که نشستند مدام
ميهمانان خدا بر سر خوان کرمت

سر نثار قدم و ديده‌ی ما فرش رهت
جان ما وقف تماشا، دل ما حرمت

سائل جود و کرم خلق سماوات و زمين
عاشق حُسن خدايی عربند و عجمند

تو همان جان جهانی که دو صد قافله دل
گشته آواره به هر حلقه‌ی گيسوی خمت

رخ زيبات حسن قامت رعنات حسن
نه فقط قامت رعنات، سرا پات حسن

روزه داران مه تسبيح و دعا را نِگريد
سحر و صبحدم اهل ولا را نِگريد

گل لبخند علی بر رخ زيبای حسن
شادی حضرت ام النّجبا را نِگريد

همه خورشيد جمال ازلی را بينيد
همه در ماه خدا ماه خدا را نِگريد

طلعت غيب شنيديد نديديد اگر
به وضوح آينه‌ی غيب نما را نِگريد

همه احرام ببنديد و بخوانيد دعا
مروه‌ی حُسن ببينيد و صفا را نِگريد

عيد ميلاد امامی است در اين ماه عظيم
که کريم است، کريم است، کريم است، کريم

اين گرامی پسر اول زهرا حسن است
دومين حجت و چارم نفر از پنج تن است

اختر برج شرف مطلع الانوار جمال
آفتاب دل زهرا مه هر انجمن است

روح پيغمبر و زهرا و علي در تن اوست
يک پسر نيست سه روح است که در يک بدن است

تا قيامت به چنين قامت رعنا صلوات
عجبا سرو قدی سرو هزاران چمن است

حُسن محدود شده در رخ نورانی او
حسن است اين حسن است اين حسن است اين حسن است

روح بخشد به پدر با نفس زهرايی
شده دلداده‌ی زيبايی او زيبايی

بوسه‌ی ذکر و دعا بر دو لب خندانش
آسمان شيفته‌ی زمزمه‌ی قرآنش

ميهمانخانه‌ی او شهر مدينه است، مگو
که بود خلق سماوات و زمين مهمانش

ناز بر گلشن فردوس کند در صف حشر
هر که شد بنده‌ی لطف و کرم و احسانش

همچو باران بهاری که بريزد ز سحاب
روز و شب رحمت حق ريخته از دامانش

جن و انس و ملک از کل سماوات و زمين
همه در تحت حمايت همه در فرمانش

صد مسيحا شود از نيم نفس زنده‌ی او
خلق و خوي نبوی سر زند از خنده‌ی او

اوليايند به يک گردش چشمش سرمست
علي و فاطمه دادند ورا دست به دست

اين کريم ابن کريمی است که در کلّ وجود
تا قيامت کرمش شامل حال همه است

حَسنی طلعت او آينه‌ی حُسن خداست
روی حق بود در اين آينه از صبح الست

صلح او تير خدا بود که از قوس کمان
به شتاب آمد و بر قلب معاويه نشست

صلح او بود که بنيانگر عاشورا شد
صبر او بود کز آن سيطره‌ی کفر شکست

گر چه اسلام گرفته است به خود رنگ حسين
به خدا صلح حسن نيست کم از جنگ حسين

شيعه آن است که در خط امامش باشد
تابع رهبر، در صلح و قيامش باشد

شيعه آن است که در لحظه‌ی فرياد زدن
متن فرمان الهي به پيامش باشد

شيعه با صلح حسن تا صف محشر حسنی است
شيعه در صلح حسن جنگ حرامش باشد

شيعه در جنگ همان شيعه‌ی عاشورايی است
شيعه آن است که اينگونه مرامش باشد

صلح و جنگ حسنين است یکی بر شيعه
تيغ، گه جاي به کف گه به نيامش باشد

«ميثم» از خط ولايت ننهي پای برون
گر نهي پای برون راه نيابی به درون

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حاج محمود کریمی امام حسن (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام حسن (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسن (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد