نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

می کشند امشب مرا بالا و بالا از نجف سود عُقبا میدهد بازار دنیا از نجف کفتر جلد دو بامم، بام زهرا و علی مادرم اهل مدینه است و بابا از نجف گرد و خاکی میشود وقتی کنار حیدری میبرد مولا بهشت خویش ما را از نجف میل معراجی که احمد داشت حب مرتضی است انتهای عرش رحمانی است پیدا از نجف طاق این میخانه را هم رنگ ایوان می کند او بخواهد کم ندارد خاک اینجا از نجف جان ما قابل ندارد یا علی جان پیش تو میشود با مرگ خود یک عمر احیا از نجف خواب میبینم آمد اربعین و راهی ام راه میافتم همین امروز و فردا از نجف تشنه لب هستیم یعنی تشنه عشق حسین تشنه لب هستیم و می آید بفرما از نجف دستگیر من ابالفضل و امانم یا علی است میرسد پیغام از حیدر به سقا از نجف امشب از پا در میاید پایهی عرش خدا میرسد بر گوش عالم آه زهرا از نجف **** بر در آمد بندهی بگریخته آبرویش را ز عصیان ریخته چشم دارد از گنه پاکش کنی قبل از آنکه در دل خاکش کنی *****
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد