تاریخ جای صبر، زینب می‌نویسد

تاریخ جای صبر، زینب می‌نویسد

[ حاج مهدی سلحشور ]
تاریخ جای صبر، زینب می‌نویسد
معنا گرفت ایثار از ایثارِ زینب

با دستِ بسته باز کرد از دست ما بند
پُر شد زمین از عزّت سرشارِ زینب

یک بار حتی سایه‌ی او را ندیده
همسایه‌ی دیوار به دیوارِ زینب

چشمِ زمان در غیر او هرگز نبیند
این حجمِ حُسن خلق از رفتار زینب

پشت همه لرزید با یک اُسکُتوایش
دشمن هلاک نحوه‌ی پیکار زینب

هر کس نمک‌گیرش شود آخر شهید است
چشمان ما بر سفره‌ی پُربار زینب 

چشمان ما بر لطف و احسانِ عقیله
دستان ما بر دامن سالارِ زینب

با این که خود گرمیِ بازارِ حسین است
عون و محمد گرمیِ بازارِ زینب

ماهیِ دریا هم برایش گریه کرده
وقتی فَلک دارد سر آزارِ زینب

با هر چه می‌شد در دل میدان بریدند
بال و پَر از دو جعفر طیّارِ زینب

باید تمام روضه را از سر بخواند 
مرثیه جانسوز است اگر مادر بخواند

بیرون زند خواهر اگر از قلب اردو 
در بین میدان می‌کند خشمش هیاهو

مانند زهرا می‌زنم بر آب و اتش
دختر فقط از مادرش می‌گیرد الگو

افتاده‌اند از شوق جان دادن برایت 
امروز محسن‌های زینب در تکاپو

عون و محمد را کفن کردم برایت 
سرباز تو هستند در قحطی نیرو

قاسم فداییِ تو باشد عون من نه؟
زینب چه کم دارد مگر از نجمه بانو؟

با دست خود راهی‌شان کن سمت میدان
قبل از قسم بر فاطمه و پهلوی او

نظرات