نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شنیدم وقتی رفتی غم بهپا شد پای دشمن بهسمت خیمهها وا شد تمومه خیمهها آتیش گرفت و پر از تاوال پای بچهها شد شنیدم بی تو غارتها شروع شد بدونه تو جسارتها شروع شد آه یا زینب غزالها رو بهم زنجیر کردند نبودی و اسارتها ...... عباس شنیدم رو تن بی جوونه اکبر شده قلب حسین از غصه پرپر شنیدم زینبم پای پیاده راه افتاد میون خیل لشگر شنیدم کربلا ساعت آخر دیگه زینب شده بی یار و یاور به سمت علقمه با چشمان خیس میگفته آه ای برادر آه ای برادر(2) شنیدم از سر و روی حسین هم میگن خونی شده موی حسین هم شنیدم ابروی زینب شکسته روی محمل مثل ابرویه... میکشم منت اگر تیر به چشمم بزنید ولی ای قوم شما تیر به مشکم نزنید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد