
دور لبات، زبون نچرخون با هم دیگه میریم به میدون بابا برات، جواب میگیرم رو میزنم، تا آب بگیرم اگرچه پیرم آی جماعت، شما دیگه با شیرخواره که جنگ ندارید آی جماعت، یه جرعه آب، بهش بدید محضِ خدا منّت بزارید *** بابا چرا، صدات عوض شد سمت و سویِ نگات، عوض شد صدات بابا، قلبمو کَنده سرت فقط، به مویی بنده لبت میخنده چیکار کنم، کجا برم چه جور بگم، علی سیراب شد میگم رباب، آب ندادن اما به جاش، حسینت از، خجالت آب شد ***