
گهواره بی قراره، چشم به راه نگاره تازه فهمیده انگار، دیگه صاحب نداره غافل از اون كه بابای پیر رفته پشت خیام دلگیر می كنه با غلاف شمشیر قبر اصغر پاره حنجر لالا اصغر، آروم بخواب گلم از كف دادم صبر و تحملم آه افتاده، از نغمه بلبلم لالا اصغر، لالایی مادرم