تصویر حاج محمدرضا طاهری - دست خودم نبود یه دفعه پیر شدم

دست خودم نبود یه دفعه پیر شدم

[ حاج محمدرضا طاهری ]
دست خودم نبود یه دفعه پیر شدم
از خواب که پاشدم دیدم اسیر شدم

دست خودم که نیست، خرابه حالِ من
بچه‌هاشون بابا، عمه را می‌زنند

دست می‌ندازن منو می‌گن می‌ریم برات
 گوشواره می‌خریم

دست می‌ندازن منو دست می‌زنن بابا 
همش به روسریم

دست می‌ندازن منو میون بازار
دست می‌ندازن منو توی خرابه

می‌گن آروم بازی کنید تو کوچه
بابای این دختر رو نیزه خوابه

چشاتو وا کن و دخترت رو ببین
تو صورتم بابا مادرت رو ببین

دیگه نمی‌شه که مشکل رو حل کنی
دستی نداری تا منو بغل کنی

دست تو که نبود دستم شکسته
 از دستِ یهود شده

یه جوری زجر زده که حتی دستای 
خودش کبود شده

دستم نمی‌رسید بابا تا نیزه
زد نیزه‌دار رو دست من با نیزه

دست کدومشون تو رو کبود کرد
دست‌های خیزرون بوده یا نیزه؟

حسین آه آه آه...

پربازدید‌ترین‌های زمزمه حاج محمدرضا طاهری حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های زمزمه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد