تصویر حاج محمود کریمی - در شب غصه دلم رنگ سحر میخواهد

در شب غصه دلم رنگ سحر میخواهد

[ حاج محمود کریمی ]
در شب غصه، دلم رنگ سحر می‌خواهد 
وقت پرواز شده، بال سفر می‌خواهد

غربت شهر مدینه، همه جا معروف است 
روضه‌اش خون دل و، دیده‌ی تر می‌خواهد

حرمت موی سپیدم، که در این شهر شکست
قصه‌ای شد که سر انجام، جگر می‌خواهد

همه‌ی قوت من را، اثر زهر گرفت
آهم از بغض ترک خورده، اثر می‌خواهد

نیمه شب دشمن و، بی‌حرمتی‌اش یادم هست
او چه از جان من سوخته پر، می‌خواهد

طرف کوچه کشیدند و، عبایم افتاد
بردن پیر، مگر چند نفر می‌خواهد

آتش و هیزم و کوچه، همه‌اش تکراری‌ست
غم این صحنه فقط، ضربه‌ی در می‌خواهد

نه عمامه به سرم بود، زمین افتادم
نه کسی دور و برم بود، زمین افتادم

جام چشمِ منِ بی‌تاب، پر از غم می‌شد
داشت لبریز غم و، گریه‌ی نم نم می‌شد

هر قدم پشت سر مَرکب دشمن، آن‌ شب
از نفس‌های منه سوخته دل، کم می‌شد

بند نعلین و، کهن‌سالی و رنج کوچه
به زمین خوردن من، داشت مسلم می‌شد

بی هوا خوردن من، روی زمین علت داشت
در نظر روضه‌ی گودال، مجسم می‌شد

چقدر نیزه و شمشیر، بساط قتلِ
تشنه‌ی خسته به گودال، فراهم می‌شد

پنجه‌ی قاتل بی‌رحم، به جانش افتاد
با سر زلف خودش، داشت معمم می‌شد
غارت پیروهن او، چقدر طول کشید

این وسط چندتا زنا زاده، بدنی ریز ریز می‌کردند
با لباسی که از تنش بردند، تیغ‌ها را تمیز می‌کردند

او می‌برید و من می‌بریدم
او از حسین سر، من از حسین دل

بر سر نی، زلف رها کرده‌ای
با دل زینب، تو چه‌ها کرده‌ای؟

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمود کریمی امام صادق (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام صادق (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام صادق (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد