نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تا رفتی دل خیمه زیر و رو شد تا رفتی دیگه بحث آبرو شد سی لشکر با یه خیمه روبهرو شد من موندم با یه دختر سه ساله تو شهری که حیا ازش محاله ای داداش خواهرت شکسته باله حرم بی تو به غارت میره رقیه هم اسارت میره فدا سرت اگه تو خیمه قحط آب حتی خیال رفتنت برام عذاب مگه میشه بدونه تو حرم رها شه حرملهها پاشون به سمت خیمه وا شه بیا برگرد پناه خیمهها اباالفضل بیا برگرد امید بچهها اباالفضل سایهی سرم رفت وای برادرم رفت ببین بی تو چه حالی دارم سر پیری، سر بازارم بدونه تو ما رو بهم دیگه میبندند کنار نیزهی سرت به ما میخندند سر حراج علمت چه مقتلی شد کنجه خرابه جای دختر علی شد سقای دشت کربلا، اباالفضل اباالفضل دستش شده از تن جدا، اباالفضل اباالفضل همه منتظرن، مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه دست دشمنش اگه، به سرش برسه وای خدا به داد موی دخترش برسه حسیین(3) حسین آرام جانم حسین روح و روانم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد