بگوش باش گر اسرار بگوش دل

بگوش باش گر اسرار بگوش دل

[ حنیف طاهری ]
بگوش باش گر اسرار به گوش دل غافل
گذشت غافله‌ی عشق و خفته پای تو در گل

بگوش ای دل غافل، چو تخت پاره مبادا
به حرف موج بگردی بر آب، آتل و باطل

به ورته‌های بلاخیز، ناخدا که نباشد
نمی‌رسد به سلامت کسی به پهنه‌ی ساحل

(به هرچه چنگ زنی عاقبت تباه‌ترینی
به تار چادر زینب مگر شوی متوسل) ۲

سلام خواهر طوفان، سلام خواهر خورشید
سلام خواهر دریا، سلام خواهر ساحل

(اگر امام بخوانم تو را، گزافه نگفتم) ۲
نمی‌رسید قیام حسین بی تو به منزل

به هرکجا که بدوزیم چشم، رد تو پیداست
شمار داغ تو پنهان به سطر سطر مقاتل

تن شکسته و موی سپید و قد خمیده
به پای عشق برادر ندارد این‌همه قابل

سری به نیزه بلند است، در برابرت ای وای
شهید زنده‌ای اکنون چه حاجت است به قاتل

مگر که راه تو را نیزه‌ها جدا کند از او
وگرنه بین دو دلبسته، نیست فاصله‌ حائل

کرامت تو چه‌ها می‌کند که سلسله حتی
به دست و پای تو افتاده مثل کودک سائل

(زبون شمردن رنج اسارت است چه آسان) ۲
ولی به دوش بردن بار امانت است چه مشکل

(چه‌ها که بر سرت آورد داغ طفل سه ساله) ۲
رسید جان تو بر لب بریدی از نفست دل

خدا کند که نجوییم هیچ جا سندش را
روایتی که تو سرکوفتی به چوبه‌ی‌ محمل

****

تا قیامت نه پس از واقعه‌ی محشر هم
نالۀ یا ابتایت نرود از یادم

کس نداند که در آن دم به تو و من چه گذشت
تو نفس می‌زدی و من ز نفس افتادم

نمی‌رود ز نظر خاطرات آن روزم
میان آتش این غم همواره می‌سوزم

که چوب تر به لب خشک بوسه‌ها میزد
در آن میانه سه ساله مرا صدا میزد

(لیلی و مجنون اگر می‌بود در دوران ما
آن یکی حیران من می‌گشت و وان حیران تو)

پربازدید ترین شعر روضه حنیف طاهری محرم و صفر حضرت زینب (س)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زینب (س)

نظرات