
گفت: آیا یوسف زهرا تویی؟ آن که من گم کردهام آیا تویی؟ ای که نامت جان به عیسی میدهد قتلگاهَت بوی زهرا میدهد دیروز پریشانی خود را به تو گفتم ولی امروز پریشانتر از آنم که توان گفت اگر به دست من افتد فراق را بکُشم که روز هجر سیه باد و خانمان فراق سری که بر سر گردون به فخر میسودم بر آستان که نهادم؟ بر آستان فراق از فراق تو منِ سوخته خرمن چه کنم؟ من نگویم تو چه کردی، تو بگو من چه کنم؟ گفتم که تو برداری، تابوت مرا بر دوش بر کُشتهی تو افتاد، آخر نظر زینب (یا زینب و یا زینب)۲