دوباره نشستم به یاد لبات

دوباره نشستم به یاد لبات

[ حنیف طاهری ]
دوباره نشستم به یاد لبات
 به يک كاسه آب خنک زل زدم 

دوباره توی مقتل خاطرات 
به باب لب تو تفأل زدم 

گمونم كه اين آخرين روضمه 
بازم كاشكی منت بذاری سرم

نذاشتی بمونم در آخرت
تو اما بیا این دم آخرم

بیا پیشم اما بهم قول بده
که از سرگذشتم نپرسی داداش

تو که مرهم قلب خواهر بودی
نمک روی زخم‌های کهنه نپاش

نپرس از غروبی که رفتی نپرس
نپرس چی شد خیمه‌ها دود شد

نپرس از رقیه، چه جوری بگم
گلت اشک شد، آب شد، رود شد

نزار تلخ شه کامم این لحظه‌ها
نپرس آخرش سر و پس داد یا نه

نه تنها تو حتی ربابم ندید
علی اصغر از نیزه افتاد یا نه

تو کوفه چیا شد، نمی‌گم حسین
قدم کی دو تا شد، نمی‌گم حسین

موهام کی سفید شد، نمی‌گم حسین
رُخَم کی سیاه شد، نمی‌گم حسین

بیا تا ببینم داداش دارم
رو قلبم هنوز مهر دست داشته است

جای مادرم خالی راستی ببین
کبودی بازوم هنوز جاش هست

پربازدید ترین شعر روضه حنیف طاهری محرم و صفر حضرت زینب (س)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زینب (س)

نظرات