
یک ذره کم نمیشود این اشتیاقها شکر خدا دوباره منو این رواقها امشب نشستهام بنویسم کتابها اینجا پر از شفاست از این اتفاقها (کار خداست، کار شما یا ابالحسن) میرسید و پنجره فولاد را گرفت یک گریه باز صحن گوهرشاد را گرفت یک اشک چشم جامع الاضداد را گرفت عطری وزید و یک دل آباد را گرفت (از سمت کفشدار شما یا ابالحسن) امشب حرم قرق شده دل تا خدا رود مادر رسیده است به ایوان طلا رود بالای سر نشیند و پایین پا رود تا که زیارتی کند و کربلا رود (مردیم در جوار شما یا ابالحسن) امشب زیارت تو اگر مادر آمده عباس آمده است و علی اکبر آمده عمه دوباره با دو سه تا دختر آمده حتی رباب با علیِ اصغر آمده (جمعند در مدار شما یا ابالحسن) دارالکرامه است اگر با حبیبها دار العجابه است برای غریبها دارالهدایهی شب و ابن شبیبها مانند کربلاست حرم بوی سیبها (میآید از مزار شما یا ابالحسن) نون و قلم نبیست، وما یسطرون حسین طاق فلک علیست، و عالم ستون حسین خلقت تمام حضرت زهراست، خون حسین هستی تمام ظاهر و ما في البطون حسین (ذکر حسین کار شما یا ابالحسن)