
آنان که عاشقند به دنبال دلبرند هرجا که میروند تعلق نمیبرند از آنچه که وبال ببینند، خالیاند عشاق روزگار، سبک بال میپرند پرواز میکنند به هرجا که جلوهایست گاهی ملائکند، و گاهی کبوترند دل را به دست هر کس و ناکس نمیدهند دلدادهی قدیمی آل پیمبرند آنان که عاشق علی و فاطمه شدند مدیون خانوادهی موسیبن جعفرند ما عاشقیم عاشق زهرا و حیدریم ما شیعیان زادهی موسیبن جعفریم آدم بدون عشق انسان نمیشود سلمان بدون عشق مسلمان نمیشود آن گردنی که تیغ تورا بوسه میزند سوگند میخورم که پشیمان نمیشود وقتی که کبوتران حریمت گرسنهاند گندم برای سفرهی ما نان نمیشود باید هزار قرن، حکومت کنی مرا سلطان چند روزه، که سلطان نمیشود تو خوب جایی آمدهای سروری کنی هر رعیتی که رعیت ایران نمیشود تو هشتمین پیمبر قرآنی منی حق خدا و حق مسلمانی منی زائر شدم نسیم، صدای مرا گرفت از دستم التماس دعای مرا گرفت یک شب کنار پنجره فولاد، مادرم آنقدر گریه کرد، شفای مرا گرفت یک پارچه گره زده تا سالهای سال سهمیهی امام رضای مرا گرفت صحن تو، آسمان تو، گنبد طلای تو حتی مجال کربوبلای مرا گرفت ایمان نداشتم که ضمانت کنی مرا تا اینکه آهو آمد و جای مرا گرفت ای دستگیر صبح قیامت سرم فدات هم خانواده هم پدر و مادرم فدات ای مهربانترین کرم سفرهی گدا یا ایها الرئوف و یا ایها الرضا امشب خدا کند که تو را ای حضور نور این قوم اشتباه نگیرند با خدا ای لطف بینهایت شبهای زائران یکبار ما، سه بار شما، پیش ما بیا با گریههای توست اگر گریه میکنیم ای روضهخوان گریهی ابن شبیبها یابن شبیب گریه فقط بر غم حسین یابن شبیب گریه فقط بهر کربلا یابن شبیب جد مرا سر بریدهاند پیش نگاه عمهی ما سر بریدهاند